آموزشگاه تخصصی ریاضی ویژن
داستان کوتاه گربه

گربه کوچولو خسته شده و دنبال یه جا می گرده که بخوابه.

گربه می گرده تا یک جعبه پیدا می کنه.

اما این جعبه خیلی بزرگه

بازم میگرده ولی این جعبه خیلی بلنده.

گربه یک جعبه دیگه پیدا کرد اما  این جعبه خیلی کوتاهه.

یه جعبه دیگه پیدا میکنه ولی این جعبه  هم که خیلی کوچیکه

گربه داستان ما یه جهبه جدید پیدا می کنه ولی این جعبه هم خیلی پهنه

بالاخره گربه ما یک جعبه پیدا کرد و با بچه هاش توش خوابید.

صدا رو می شنوید؟صدای خرو پف گربه هاست .

با تشکر از خاله لیلا

داستان کوتاه گربه

مطالب مرتبط :
داستان کوتاه کودکانه داستان کوتاه حیواناتداستان بچه ها داستانهای جالب زیبا

VISION